وقتي كه دل ميگيره هيچ چيز و هيچ كس نمي تونه آرومش كنه فقط دل گريه ميخواد چون فكر ميكنه اون لحظه فقط اشكاش مي فهمن چي تو دلش هست و چه حالي داره وقتي دلي شکست خيلي سخته که دوباره به کسي اعتماد کنه هميشه ته دلش چيزي هست که نسبت به هر چيزي بد بينش ميکنه .دل شکسته، دلي که بي وفايي ميبينه شادي و زندگي رو از ياد مي بره اون دل مي دونه که حق بهترين زندگي رو داره اما چيکار کنه نمي تونه
اي دل ساده من هربار که به کسي دل ميبندي و دريچه قلبت رو به روي كسي باز ميکني يه بي وفا خيلي ساده روش پا ميزاره و بي خبر يه روزي ميذاره و ميره ....
واقعا تکليف دلهاي شکسته چي ميشه؟؟
اين روزا ساز دل خيلي ها بي صدا ميشکنه و هيچ کس صداي شکستن اون رو نميشنوه و اگر هم احيانا کسي بشنوه خيلي بي صدا از کنارش ميگذره
+ نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 23:4  توسط نازنین
|